با یک آفریقایی چت می کرد. مادرش برای ناهار صدایش زد. وقتی خواست عذر دوست آفریقاییش را بخواهد، نوشت: "
Sorry, mommy ask me for lunch. see you then" "
یعنی" شرمنده، مادرم برای ناهار ، داره صدام میکنه"
اما تازه یادش آمده بود که دارد با یک آفریقایی ای که احتمالا گرسنه است، گفت و گو می کند! برای این که مفهوم تلاش را در بقا بر او بفهماند، جمله اش را به صورت زیر اصلاح کرد:
"sorry, mommy ask me for doing something hard to be alive"
یعنی:"مادرم برای یه کار سخت برای زنده ماندن،صدام می کنه"







