این وبسایت متعلق به نویسندگان آماتور و گمنام هست.

اگر شما نویسنده و یا شاعر (حرفه ای و یا آماتور هستید) می توانید در این سایت عضو شده و آثار خود را منتشر کنید. عضویت

PostHeaderIcon فصلی در حسرت

( 3 نفر امتیاز داده اند )
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 
رمان "فصلی در حسرت" اولین داستان بلند نویسنده می باشد که در سال 1385 در تبریز با همکاری انتشارات "هادی" به چاپ رسید. این کتاب علی رغم اینکه نه هدف سیاسی خاص را دنبال می کند و نه قصد انتشار رویه ای جدید را دارد نه و ایجاد اینرسی فرهنگی مد نظر قرار دهد (که با خواندنش معلوم می شود) اما...

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon آب

( 0 نفر امتیاز داده اند )
 

صف  شلوغ نبود. سردی هوا  می بارید.پیرمرد  به راحتی وارد شد و شروع کرد.

- راننده اول: دو کیلومتری رو بدون بنزین ماشین رو هل دادم..  میگم یه روزی آب هم اینجور میشه ها!.

 

 

راننده دوم: چی شود اون روز!.

 

 

پیر مرد نگاهش را از شمارشگر جایگاه برداشت.. حالا دنبال آب شرب می...

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon یویو فروش

( 1 نفر امتیاز داده است )
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
- یویو....یویو...دولای  دولای

- آقا. ..آقا ببخشین منظورتون پوشک دولایه ست؟.... یویو اسباب بازی جدیده؟ پس جنساتون کو؟


ساعتی بعد دلار فروش اولین روز کارش، آخرین روز کارش شد!

The Yoyo seller

Yoyo* …Yoyo twofold twofold

-Sir, excuse me, do you mean twofold dipper?...Is Yoyo  a new toy? Then, where are your goods?

A few hours later, the first day of the dollar...

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon گمشده در خویش

( 0 نفر امتیاز داده اند )

 

مسافری در ایستگاه نبود. اتوبوس توقفی نکرد. کل معادلات مسافر عصا به دست به هم خورد.  اتوبوس می رفت تا یک گم شده را  به دامن ایستگاه بعدی بگذارد!

 

Lost in self
There was not any passenger in the bus stop. The bus did not stop. All of the stick hand passenger’s equations were ruined .the bus left the station to land another lost at another bus stop.

 

 

PostHeaderIcon تانک های گل افشان

( 1 نفر امتیاز داده است )
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
پیرسرباز فلسطینی که حالا به او ریش سفید محل هم میگفتند، می دانست که زخم های چهل ساله اسرائیلی ها بالاخره او را به جمع همه ی عزیزانش در آن دنیا خواهد برد.نوه ها و نبیره های یتیم خود را به دور بسترش که شاید ترمینال شهادت او بود، جمع کرد:

- پسران من جنگ در راه وطن و شهادت، زیباترین...

ادامه مطلب...

 
نظرسنجی
داستان ها این سایت(نوشته شده توسط حسن بشیری) چه حسی در شما به وجود می آورند؟
 
آمار
درباره من

سلام... حسن بشیری هستم... میگن در 20 فروردین 1362 به دنیا آمده ام اما شناسنامه ام 17 اسفند 61 رو نشون میده..اما مهم اینه که  الان نفس می کشم و قلم در اختیار دارم...کسی رو ندیدم که بگه منو خوب شناخته باشه..اکثرا میگن "هنوز نشناختمت... " چون وابستگی به شخص و گروه خاصی نداشته و ندارم...سعی می کنم با هر کی که یکی از اسم های دنیوی به روش هس  مهربون باشم... برای شناختم پیشنهاد می کنم دوستام  تو  نوشته هام دنبالم باشن. نوشتن رو از  دوران راهنمایی شروع کرده ام اما از همون کلاس اول، معلمم از این که مشق جمله نویسیم از بقیه متفاوت بود (چون جمله کلیشه ای  کم  می دید  ) در تعجب بود. انشاهام نمی گم عالی بودن، اما نگاهم  کاملا با دوستام متفاوت بود..یادمه فقط من نوشته بودم "اگه ثروت نباشه ، علم به درد نمی خوره"! بعد از  کلی جریانات تلخ و شیرین خانوادگی  از علاقه دوم خود یعنی روانشناسی قبول شدم اما به مانند اساتید ادبیاتم در دبیرستان، اساتید دانشگاهیم(مثل خانم دکتر پویا، آقای دکتر بهادری)که از گروه ادبیات دانشگاه تبریز بودن ،تشویقم کردن که به رشته ادبیات تغییر رشته بدم ، قبول نکردم چون می دونستم در کنار روانشناسی می تونم پیوندم رو باقلم حفظ کنم.  در حال حاضر در  حال کار بر روی پایان نامه کارشناسی ارشدم هستم و ان شا الله در مهر 1389 مقطع ارشد را به اتمام خواهم رسوند.....  به صورت تخصصی در کارگاه یا کلاسی که ویژه نوشتن باشه شرکت نکرده ام(و ازین بابت متاسفم) اما کلاسای شعر و داستان  استاد رحمانی رو  در دوران دانش آموزیم با علاقه می رفتم.

از پیچیده گویی در داستان نویسی اصلا خوشم نمیاد...هنوزم که هنوزه در پی یافتن معانی نهفته در رمان صد سال تنهایی مارکزم(هرچند  به قول استاد عزیزم خانم صادقی، ادبیات در پی دادن معنی نیست) علاقه شخصی من در مورد ابهام در داستان نویسی اینه که مخاطب داستان رو نتونه حدس بزنه و در جایی که حدس زد آخر داستان باشه و این ابهام در خدمت لطافت و انتقال نرم پیام اصلی داستان و گیرایی اون باشه نه مرموز سازی قلم نویسنده!...  محوریت داستان هام صلح و انسان گرایی و آگاهی می باشد.

به هر حال این سایت در جهت حمایتای معنوی اساتید عزیز خانم لیلا صادقی که ارادت ویژه ای خدمت شون دارم و  خانم دکتر پویا راه اندازی شده است.

امیدوارم همه ما در سایه آگاهی، یاری رسان همیشگی  صلح جهانی و انسان گرایی غیر مکتبی باشیم.

و در آخر هم از مترجمین بخش انگلیسی، خانم ساناز پیروزی از کانادا که زحمت ترجمه داستان ها رو به انگلیسی به عهده داشتند، وازین پس خانم سونا اعیادی این مسئولیت مهم را عهده دار خواهندبود، صمیمانه سپاسگزاریم.