برای روز میلادت
"جمعه های بی تو"
اگر بیایی برایت از روزهایی خواهم گفت که در کنارم نبودی.
به تو خواهم گفت که بی تو بر من چه گذشت.
برایت از قطره قطره ی اشکهایی خواهم گفت که در فراقت ریخت.برایت از لحظه لحظه ی بی تو بودن خواهم گفت.
برایت از دانه دانه تسبیح هایی می گویم که عاشق ایاک نعبد ها و شاهد ایاک نستعین هایم شده اند.
برایت از ضربه ضربه ی قلبم در عصرهای پنج شنبه و کرور کرور غم جمعه های بی تو خواهم گفت.
هر بار دست به قلم برده ام که بنویسم چقدر دوستت دارم؛ فهمیدم واژه ها حقیر تر از آنند که عشق را تعبیر کنند،پس تو را هر صبح جمعه در ندبه هایم می جویم: این بقیة الله ؟
45 دقیقه است که شوق آمدنت دوباره وجودم را فرا گرفته.
45 دقیقه مثل 45 سال از یک پنج شنبه دیگر گذشت.
به ساعت که نگاه کردم دیدم ثانیه ها هم برای آمدنت بی قراری می کنند.
می دوند شاید که این جمعه بیایی.
این جمعه بیا که تا جمعه دیگر هفت سال باقی است.
00.45 پنج شنبه




