شبکه دانشجویی تلالو

شبکه دانشجویی تلالو، یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول بیشتر از 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. دانشجویان، همکلاسی ها، هم دانشکده ای ها، هم دانشگاهی ها، فارغ التحصیلان قدیمی، با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و می‌توانند تازه ترین‌های نوشته های دوستان خود و سایر دانشجویان را پیگیری نمایند. با عضویت در تلالو از نخستین کاربران این شبکه دانشجویی شوید.

هم‌اکنون به ما بپیوندید!

تبلیغات

meysam
meysam
در آخرین روز اقامت پادشاه هند در ایران ، سیناتروک امپراتور ایران جشنی باشکوه برگزار نمود . در میانه جشن پادشاه هند گفت کشور من در برابر شادی و بزم مردم شما غمکده است . سیناتروک گفت کشوری که ماتمش زیاد باشد مانند گورستان هر روز خرابتر خواهد شد . پادشاه هند گفت سعی می کنم شادی را به بین مردم کشورم بکشانم .گفته می شود بیشتر روزهای هر سال، در دودمانهای باستانی ایرانزمین جشن و سرور همگانی برپا بوده است .
meysam
meysam
لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش پادشاه ایران از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت . یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار روحیه بخش و خوش یومن است . دستور داد پدر کودکان لباس رزم از تن بدر آورده به خانه اش برود پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود . فرمانروا با خنده به او گفت نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . می گویند وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کورش تنها سوغاتی را که با خود به همراه آورده بود چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود . سالها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر ارشد کورش بزرگ اقتباس شده بود .
meysam
meysam
پاسی از شب گذشته بود به شاپور دوم ساسانی ، پادشاه ایران زمین گفتند سه مرد کهن سال از جزیره لاوان به دادخواهی آمده اند . پس از اجازه فرمانروا ، آنها گفتند : اکنون سالهاست تازیان هر از گاهی به جزیره ما یورش آورده و مروارید های صیادان را به یغما می برند ، و اما اینبار علاوه بر مروارید یکی از دختران جزیره را نیز دزده اند که این موجب شده مادر آن دختر بر بستر مرگ باشد و پدرش هم از پی دزدان به دریا رفته و هفته هاست از او هم خبری نیست . می گویند شاپور برافروخت و رو به سرداران کشور نموده و گفت تا جزایر ایران امن نشده کسی حق استراحت ندارد . همان شب شاپور و لشکریان بر اسب رزم نشسته و به سوی جنوب ایران تاختند . آنها جنوب خلیج فارس را که پس از دودمان اشکانیان رها شده بود را بار دیگر به ایران افزودند و دزدان تبهکار را به زنجیر عدالت کشیده و به ایران آوردند . به گفته ارد بزرگ اندیشمند ایرانی : فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد . گفته می شود پس از پاکسازی جنوب ، پادشاه ایران به جزیره لاوان رفت و از آن زن رنجور که همسر و دختر خویش را از دست
meysam
meysam
داده بود دلجویی نموده و پوزش خواست
ashkan
ashkan
برادر زن جاسم دایی زن قاسم است....جاسم چیکاره زن قاسم است؟ جواب؟{-18-}
ashkan
ashkan
زنده بودن را ب بیداری بگذرانیم ک سالها ب اجبار خواهیم خفت........شریعتی
ashkan
ashkan
برای شادبودن،تنها ب بدنی سالم وحافظه ای ضعیف نیاز داری
ashkan
ashkan
شجاعت یعنی بترس بلرز ولی یک قدم بردار
ashkan
ashkan
هرگز از کسی ک با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم.............شریعتی
ashkan
ashkan
دهان دختر زیبا تهی ز دندان است،ک هر شکسته دندان بهای یک نان است،و هیچ کس فکر نکرد ک در ابادی ویران شده دیگر نان نیست و همه مردم شهر بانگ برداشته اند ک چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد ک چرا ایمان نیست و زمانی شده است ک بجز انسان هیچ چیز ارزان نیست..
دیدگاه · 1390/11/5 - 20:31 · 0 امتیاز + / 1 امتیاز -
ashkan
ashkan
خدایا:کسی ک قسمت کس دیگریست سر راهمان قرار نده!تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روز های خوشش برلی دیگری...
دیدگاه · 1390/11/5 - 20:21 ·
ashkan
ashkan
بيا تا شروع كنيم در امتداد شب نشينيم و طلوع كنيم مهم نيست چگونه و چطور و چند با يك تلنگر ساده بيا تا رجوع كنيم ببين كه خاك چگونه به سجده افتاده است، چرا غرور و تفاخر بيا تا ركوع كنيم.شریعتی
دیدگاه · 1390/11/5 - 15:02 ·
ashkan
ashkan
و روزی مترسک ب گندم گفت:گواه باش ک مرا تنها برای ترساندن افریدندومن تشنه ی عشق پرنده ای بودم ک سهمش از من گرسنگی بود
دیدگاه · 1390/11/5 - 12:55 ·
ashkan
ashkan
من و خداوند هر روز صبح فراموش میکنیم او خطاهای من را .................ومن لطف او را!
دیدگاه · 1390/11/5 - 12:44 ·
meysam
meysam
چقدر سخت است گل آرزوهایت را در باغ دیگری ببینی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زیر لب بگویی گل من باغچه ی نو مبارک
دیدگاه · 1390/11/5 - 00:13 ·
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

ورود

نام کاربری: رمز عبور:
نسخه‌ی موبایل ببینید » http://talalo.com/m

کاربران فعال

گروه‌های فعال


Talalo · پشتیبانی